استاد مشفق کاشانی شاعر بزرگ معاصر در مورد پروفسور سید حسن امین چنین سروده اند :

باغ سخن طراوت شور آفرین نداشت

گر باغبان نادره همچون« امین » نداشت

در این نوشتار قصد دارم که این چهره ای عالم و دانشمند را به شما معرفی کنم . بنده در طول مطالعاتم کمتر کسی را دیدم که به مانند ایشان در فراگیری علم و انجام پژوهش و نوشتن مقالات علمی تلاش کرده باشد . از سوی دیگر این پروفسور بزرگ پس از آمدن به ایران دست به انتشار ماهنامه ای زدند که در جای خود کم نظیر است .

بنده نیز در همان ابتدای انتشار این ماهنامه با دعوت آقای استاد « حسین آهی » ( استاد ادبیات ، شاعر و مسئول بخش شعر این ماهنامه و برخی نشریات دیگر کشور ) با این ماهنامه همراه شدم . شعری نیز در مدح آقای « پروفسور سید حسن امین » و « ماهنامه ی گرانمایه ی حافظ » سرودم که هم در مجموعه ی شعرم ( از پرنده ها یاد بگیریم ) و هم در ماهنامه حافظ به چاپ رسید ( ماهنامه حافظ / شماره ۱۰ / دی ۱۳۸۳ / صفحه ۳۳ ) آن شعر را در اینجا ذکر می کنم :

امانتدار حافظ

بیا اینبار هم بشنو صدای یار حافظ را

که من پیوسته می خوانم به دل اشعار حافظ را

من از سرسبزی شعرم دگر چیزی نمی گویم

ز بس سر سبز می بینم طراوت زار حافظ را

تمام بخش های آن شراب شور می باشد

و من انگار می نوشم می پُر بارِ حافظ را

ز هر « مه نامه ی حافظ » هزاران داستان خوانم

و از افسانه های آن ، غم دلدار حافظ را

کلامش نغز و پر معنا   و هر تفسیر آن زیبا

چه راحت می کند افشا ، همه اسرار حافظ را

طریق عشق می پوید به یک تفسیر عرفانی

بیا ای دل ستایش کن « امانتدار حافظ » را

و « فرهاد » آخرین حرف دلش را گفت ، باور کن

« امین » هم دوست می دارد ز دل گفتار حافظ را

شعر از : نقی اصغری ( فرهاد )

این ماهنامه وزین با نام « ماهنامه ی حافظ » به مدت چند سال با مجوز رسمی منتشر شد و مورد استقبال اهل قلم قرار گرفت اما پس از مدت کوتاهی در تاریخ بیستم شهریور ۱۳۸۵ به دلیل نه چندان روشن از سوی « هیأت نظارت بر مطبوعات » لغو امتیاز گردید . نامه های زیادی به وزیر ارشاد وقت « آقای صفار هرندی » نوشته شد و بنده نیز در همین راستا اعتراضم را نسبت به لغو امتیاز این ماهنامه به صورت مکتوب برای شخص وزیر فرهنگ و ارشاد نوشتم که این نامه در ماهنامه حافظ ( ماهنامه حافظ / شماره ی ۳۶ / آبان ۱۳۸۵ / صفحه ی ۹۴ ) به چاپ رسید ه است . متأسفانه هیچ گونه اعتنایی به نامه های ارسالی صورت نگرفت و همچنان این نشریه بدون مجوز باقی ماند .

آقای پروفسور سید حسن امین علی رغم لغو امتیاز این نشریه نا امید نشدند و با هزینه ی شخصی خودشان همچنان به انتشارش ( به صورت نشریه ی داخلی دوستداران ماهنامه ی حافظ ) ادامه داده اند . ایشان به دلیل انتشار ماهنامه بدون مجوز هر از گاهی به دادگاههای مربوطه احضار شده اند و چندین بار نیز به پرداخت جریمه ی نقدی محکوم گردیدند .

پروفسور سید حسن امین هماکنون علاوه بر مدیر مسئولی و سردبیری ماهنامه ی وزین حافظ ، سرپرست علمی دایرة المعارف ایرانشناسی را بر عهده دارند .

زیست نامه شاعر به قلم دکتر محمدباقر چوبک

« سید حسن امین در هفتم آذر ۱۳۲۷ در خاندان کهن و بزرگ « امین الشریعه ی سبزواری » متولد شد . پدرش ( زنده یاد استاد سید علینقی امین ) از عالمان دینی و مولفان و سخنوران دانشمند عصر خود ، مدرس معقول و منقول در مدرسه ی « سپهسالار » قدیم و مدت سی و پنج سال امام جماعت مسجد جامع خاتم الانبیاء تهران پارس بود . که شرح حال وی در « دایرة المعارف تشیّع » ، فرهنگ ناموران معاصر و فهرست مستند اسامی مشاهیر مندرج و تألیفات وی از جمله « منطق عارفان » : داستان بوداسف و بلوهر در « دانشنامه ی جهان اسلام » معرفی و یادنامه اش به کوشش استاد احمد نیکوهمت منتشر شده است .

پدر بزرگ وی امین الشریعه ی سبزواری ( مولف اخلاق امینی و کشکول امینی و سبعه ی امینی ) از رجال علمی ، ادبی و عالمان دینی مشروطه طلب بود که مظفرالدین شاه قاجار طی فرمان رسمی در ۱۳۱۶ قمری ، از او به عنوان یکی از « اجله ی علما و سادات » یاد کرده است و شرح احوالش در کتاب رجال و مشاهیر ایران ، تألیف حسن مرسلوند ، « فهرست مستند مشاهیر » ، تألیف فرشته مولوی از انتشارات کتابخانه ی ملی ، « فرهنگ ناموران معاصر » ویراسته ی دکتر یعقوب آژند ، « دایرة المعارف تشیّع » و کتاب « علمای مجاهد ایران » تألیف محمد حسن رجبی مندرج است .

پدر امین الشریعه هم ، شاگرد حاج ملا هادی سبزواری بوده و آقای دکتر غلام حسین رضانژاد (نوشین) در کتاب های خود تحت عنوان حکیم سبزواری از انتشارات سنایی و حکمت نامه از انتشارات الزهراء به نام او اشاره کرده است .

مادر پروفسور امین ، بانو فاطمه عربشاهی نیز شاعر و دارای یک دیوان شعر صدو چند صفحه ای چاپ شده است و شرح حالش را خانم مهری شاه حسینی نیز در کتاب « زنان شاعر ایران » نوشته است .

تحصیلات دانشگاهی و رسمی پروفسور امین در رشته ی حقوق و تحصیلات و مطالعات جنبی و غیر رسمی اش در ادبیات ، تاریخ ، فلسفه و ادیان است . وی در ۱۳۴۵ وارد دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران شد . کارشناسی حقوق قضایی و کارشناسی ارشد حقوق خصوصی را در دانشگاه تهران گذراند و سپس به هزینه ی خانواده اش برای ادامه ی تحصیل به انگلستان رفت و دکتری تخصص ( پی . اچ . دی ) خود را از دانشگاه « گلاسکو » در رشته ی حقوق بین الملل گرفت . در همان قبل از انقلاب ، در انگلستان به سمت عضو هیأت علمی دانشگاه دولتی به طور تمام وقت استخدام شد و سلسله مراتب دانشگاهی یعنی مدارج استادیاری lecturer و دانشیاری senior lecturer و استادی بدون کرسی reader را طی چهارده سال تدریس تمام وقت از ۱۳۵۷ تا ۱۳۷۱ طی کرد و عاقبت در اردیبهشت سال ۱۳۷۱ ( برابر اول آوریل ۱۹۹۲ ) به سمَت پروفسور ( استاد صاحب کرسی ) professor در دانشگاه گلاسگو کالیدونیا ارتقاء پیدا کرد . هم زمان با تدریس ، با استفاده از فرصت های مطالعاتی ( سبتیکال ) به گذراندن دوره های علمی و عملی در « دانشکده وکلای دادگاههای عالی » (faculty of advocates ) که بزرگانی مثل دیوید هیوم « david hume » فیلسوف بزرگ انکلیسی عضو آن بوده اند ، پرداخت و سرانجام به عضویت « کانون وکلای دادگاههای عالی » واقع در ادیبنورا ( edinburgh) که دارای بهترین و قدیمی ترین کتابخانه حرفه ای   جهان است ، در آمد و در پاییز ۱۹۹۲ از سوی دولت انگلیس به سمَت مدعی العموم موقت در شهر گلاسگو منصوب شد و بعد برای تعقیب ناقضان حقوق بشر و متهما جنایات جنگی و حمایت از زندانیان حقوق بشری در سطح بین المللی به فعالیت پرداخت و همین حالا هم حق وکالت در دادگاههای عالی اتحادیه ی اروپا و دادگاه حقوق بشر اروپایی را دارد ، اما کار قضاوت و وکالت به تنهایی او را ارضاء نکرده است و نمی کند ، به همین دلیل همیشه از دوره ی دانشجویی در دانشکده ی حقوق تا امروز ، پیوسته به تألیف و پژوهش در زمینه های مختلف ایرانشناسی پرداخته است .

وی علاوه بر استفاده از استادان برجسته ی دانشکده ی حقوق دانشگاه تهران مانند مرحوم دکتر سید حسن امامی ، محمود شهابی ، شیخ محمد سنگلجی ، سید محمد مشکوه که هر کدام کم نظیر بودند ، در خارج از دانشگاه از درس فلسفه مدرسان بزرگ استفاده کرد ، یعنی نزد مرحوم یحیی طالقانی مشاعر ملاصدرا ، نزد علامه حسن زاده آملی بخشی از اسفار ملاصدرا ، نزد آقا سید رضی شیرازی الشواهدالربوبیه ملاصدرا و نزد پدرش امین منظومه حکمت سبزواری را خوانده است . در درس اعاظمی همچون سید ابوالحسن رفیعی ، سید کاظم عصار و حکیم شیرازی نیز به عنوان مستمع آزاد نشسته است .

استاد عمده و راهنمای پایان نامه دکتری تخصصی وی در انگلستان ، پروفسور جان پی گرانت ( john.p.grant )   رییس دانشکده حقوق دانشگاه گلاسگو بود . همچنین پروفسور نوئل کلسون ( noel coulson )   رییس بخش حقوق اسلامی مدرسه ی مطالعات آسیایی و آفریقایی معروف به سواز ( soas) در یک دوره تخصصی در دانشگاه لندن ، راهنما و مشاور او بود که پروفسور امین با ایشان در کارهای حرفه ای همکار و شریک شد . در دانشگاه ادیبنورا هم با پروفسور الول ساتن ( elwell-sutton)   همکاری داشت .

پروفسور امین تا امروز موفق به نگارش ۴۴ جلد کتاب و بیش از دویست مقاله به زبانهای فارسی و انگلیسی در دایره المعارف ها ، مجلات پژوهشی داخل و خارج شده است ، اولین کتاب وی « ترانه فرشتگان » در آذر ۱۳۴۳ یعنی درست ۴۰ سال پیش و تازه ترین کتاب وی سالامان وآبسال در ۱۳۸۳ چاپ شد .

پروفسور امین در حال حاضر سرپرست علمی دایره المعارف ایرانشناسی و مدیر مسئول و سردبیر ماهنامه حافظ است .

الف ـ تألیف و تصنیف

۱ ـ حسّ ماواراء طبیعی ۲ ـ بازتاب اسطوره بودا در ایران و اسلام ۳ ـ افکار فلسفی ملاصدرا ۴ ـ افکار و احوال حاج ملا هادی سبزواری ۵ ـ دانشنامه تاریخ حقوق ایران ۶ ـ سیستم های حقوقی کشورهای اسلامی ۷ ـ فقه و سیاست در عصر صفوی ۸ ـ حقوق بشر و کثرت گرایی دینی ۹ ـ غصب و ضمان قهری ۱۰ ـ حقوق بیمه دریایی

ب ـ تصحیح متون فارسی

۱ ـ شواهد النبوه ( تألیف عبدالرحمان جامی ) ۲ ـ سالامان و ابسال ( اسطوره ی یونانی در فرهنگ ایران ) در چهارده روایت ۳ ـ حی بن یقظان در پنج روایت ۴ ـ زین العارفین ( تالیف سید محمد بن سید قریش سبزواری ) ۵ ـ دیوان اسرار ( کلیات اشعار فارسی حاج ملا هادی سبزواری )  ۶ ـ اخلاق امینی ( تالیف امین الشریعه ) ۷ ـ نامه های دکتر قاسم غنی ( با همکاری دکتر سیروس غنی ) » ۱

پروفسور سید حسن امین ویراستاری مجموعه ها و دایره المعارف ها ی زیادی را بر عهده داشته اند ( مثل : دایره المعارف ایرانشناسی ، چهل گفتار از چهل استاد در ایرانشناسی ، دایره المعارف تاریخ جهان و … ) . همچنین کتابهای زیادی را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرده اند ( مثل : تأملات نابهنگام نیچه و … ) .

« مفصل ترین زیست نامه پروفسور امین به قلم یحیی آریا بخشایش برای مجلد سوم « فرهنگ ناموران معاصر ایران ) در ۱۳۸۵ نوشته شده است که عیناً از آن منبع مهم رجالی نقل می شود :

امین ، حسن

( ۱۳۲۷ ش ، سبزوار ) حقوق دان ، نویسنده ، عضو هیئت علمی دانشگاه

سید حسن امین در ۷ آذر ۱۳۲۷ در کوچه ی پامنار سبزوار متولد شد . پدرش سید علینقی امین از عالمان و مولفان دینی ، و پدربزرگ او میر سید حسن سبزواری ملقب به امین الشریعه سبزواری بود که نام خانوادگی امین نیز برگرفته از همین لقب وی است … »۲ .

حال قصیده زیبای « ایرانی ام ، ایران زمین را دوست دارم » از پروفسور سید حسن امین را با هم می خوانیم :

« ایرانی ام ، ایران زمین را دوست دارم

از مغرب و مشرق همین را دوست دارم

هر کس بنازد در جهان بر نازنینی

من از جهان این نازنین را دوست دارم

این چاردیواری مرا خانه است هر چند

از هند تا دیوار چین را دوست دارم

گوهر فراوان است در خشکیّ و دریا

اما من این درّ ثمین را دوست دارم

هر کشوری را گر بود صد « سوپر استار »

من « سربدار » باشتین را دوست دارم

شیراز و اصفاهان و آبادان و اهواز

ایلام و شوش و « ماربین» را دوست دارم

زنجان و سلطانیه ، تبریز و ارومی

خلخال و سرعین نمین را دوست دارم

بهشهر و ساری ، سیستان و بختیاری

سمنان و قزوین و « بو ئین » را دوست دارم

کرمان و کرمانشاه و یاسوج و لرستان

توس و نشابور وزین را دوست دارم

از رشت و تالش تا ابوموسی و هرمز

هر گوشه زین مرز « گزین » را دوست دارم

گرگان و گنبد ، بیرجند و بیهق و بم

این خاکِ پاک بی قرین را دوست دارم

ری ، ساوه ، تفرش ، قم ، محلّات و فراهان

خاش و اراک و فرمهین را دوست دارم

پل دختر و ازنا ، بروجرد و ملایر

بلخ و خجند و رامتین را دوست دارم

سردشت و بوکان و مهاباد و مراغه

وان قصر شیرین برین را دوست دارم

سلماس و ماکو ، هشترود و میبد و یزد

تا تایبادِ طیبین را دوست دارم

« غار علی صدر » و غبار هگمتانه

سرکان و توی و لالجین را دوست دارم

البرز و بینالود الوند و دماوند

دربند و توچال و اوین را دوست دارم

من از ارس تا کیش ، وز اروند تا جام

هر شهری و هر دِه نشین را دوست دارم

ترک و لر و کرد و بلوچ و گیلک و فارس

ایرانیان پاک بین را دوست دارم

پشتو افغان ، زابلی و سیستانی

وان ترکمانان متین را دوست دارم

مازندرانی ، تالشی ، لزگیّ و دیلم

تاجیک و لک ، تاش و تکین را دوست دارم

من رستم و زال و زر و گیو و سیاوخش

هم کی قباد و « کی پشین »را دوست دارم

داد و دهش می جویم از دست فریدون

دست ِ برون از آستین را دوست دارم

تا وارهم از ماردوشان زمانه

فرزند رادِ آبتین را دوست دارم

وان « آریو برزن »که بهر پاس میهن

کردی بر اسکندر کمین را دوست دارم

من حافظ و سعدی و مولانا و خیام

فردوسی و ابن یمین را دوست دارم

قائم مقام و نسل پاکانِ فراهان

میر کبیر و باغ فین را دوست دارم

دکتر مصدق را و دکتر فاطمی را

آن هر دو شیران « عرین » را دوست دارم

در هفده شهریور و روز سی تیر

فریادهای آتشین را دوست دارم

سوری ، سده ، یلدا و جشن مهرگان را

نوروز و جشن فرودین را دوست دارم

« شبدیز » و خسرو را چنان « گلگون » شیرین

وان « رخش » رستم کرده زین را دوست دارم

من از زبانها ی جهان از دور و نزدیک

لفظ دری وین سین و شین را دوست دارم

گر پارسی نبود شکر ، از چیست ؟ تا من

این پارسی ، وین انگبین را دوست دارم

پرسی ز فرهنگم اگر برهان قاطع

هم دهخدا را هم مُعین را دوست دارم

خشم و جهالت را سرشتم برنتابد

کی اهل جهل و خشم و کین را دوست دارم

زرتشت و مانی را دو پیغمبر شناسم

هم « رحمة للعالمین » را دوست دارم

زرتشتی و نصرانی و شیعی و سنی

ایرانی از هر کیش و دین را دوست دارم

تقلید اسلام دروغین ، کار من نیست

اسلام ناب راستین را دوست دارم

در دفتر بینش ، حدیث حق پرستی

وز حلقه دانش ، نگین را دوست دارم

یک عمر عاشق بوده ام ایران زمین را

تا زنده ام ایران زمین را دوست دارم

در بازی شطرنج ایران گر چه ماتم

من این مکان و این مکین را دوست دارم

هر کس که ایرانیست از پیر و زمین گیر

تا کودکِ خرد و جنین را دوست دارم

واعظ چه می گویی ؟ بهشت من همین جاست

این خانه ی چون حور و عین را دوست دارم

خوش تر ز باغ خلد و حوران بهشتی

پروین و سیمین مهین را دوست دارم

سودابه و سیندخت و ساناز و کتایون

رودابه و گُردآفرین را دوست دارم

از من دو دختر مانده در اقصای مغرب

آن مریم و آن یاسمین را دوست دارم

مام وطن ، هر چند پیر و دلشکسته است

این مادر پیر حزین را دوست دارم

بر سنگ کوبد محتسب گر شیشه ام را

آن سنگ ، وین ماء معین را دوست دارم

بر دشت سرسبز وطن ، هر برزگر را

وز خرمنش هر خوشه چین را دوست دارم

زین نسل نو در دانش و فرهنگ و بینش

کافکنده در دنیا طنین را دوست دارم

از شک و از تردید کاری بر نخیزد

من اهل ایمانم ، یقین را دوست دارم

بگرفت دل زین سست عنصر همرهانم

در رزم ، عزم آهنین را دوست دارم

در هر رگم خون علی جاری است ، آری

عدل امیرالمومنین را دوست دارم

تنها و بی کس ، وین شیاطین در پس و پیش

نفرین به شیطانِ لعین را دوست دارم

دشمن دُم شیر است و من شمشیر بازم

رزم از یسار و از یمین را دوست دارم

شمشیر من شعر است و در این جنگ خونین

خون شهادت بر جبین را دوست دارم

با خون شهادت نامه ی خود کرده امضاء

هر سطر ز آیات مبین را دوست دارم

این نیست خودخواهی که من در وصف ایران

شعرِ ترِ نغزِ امین را دوست دارم

معنی بعضی از لغات بکار رفته در این قصیده

ـ سوپر استار : ستاره برتر سینما

ـ ماربین : برزاوند ، شهرستان اردستان

ـ بوئین : نام یکی از شهرها ، بوئین زهرا نزدیک قزوین

ـ گزین : عالی ، بسیار خوب

ـ در این بیت از شخصیت های شاهنامه نام برده شده است

ـ آریو برزن : سردار دلاور دوره هخامنشی که در برابر اسکندر مقدونی ، شکست خورد

ـ عرین : بیشه ، جنگل

ـ در این بیت از اسب های معروف بزرگان ایران نام برده شده است ، شبدیز : اسب خسروپرویز ، گلگون : اسب شیرین ( همسر خسرو پرویز ) ، رخش : اسب رستم

ـ رحمه للعالمین : پیامبر اسلام (ص)

ـ نصرانی : پیروان حضرت عیسی (ع)

ـ یسار : چپ / یمین : راست

ـ مبین : روشنگر ، آشکار کننده

ـ تر : دل نشین / نغز : زیبا ، خوب » ۳

منبع :

۱ ـ نشریه حافظ شماره ۳۷ / آذر ۱۳۸۵ / صفحات ۱۲۱ و ۱۲۲

۲ ـ نشریه حافظ شماره ۳۷ / آذر ۱۳۸۵ / ص ۱۳۰

۳ ـ دیوان قصاید امین / پروفسور سید حسن امین / ناشر : انگلستان Hojjat Company Limited,U.K / چاپ اول ۱۳۹۱ / صفحات ۲۰ و ۲۱ و ۲۲